چشم انداز روشن در مشاوره مدیریت و صنعت قسمت ششم

در مجله تدبیر شماره ۱۱۵ شهریور سال ۱۳۸۰ میزگردی مهم در خصوص نقش مشاوره در توسعه صنعت برگزار شده بود که بدلیل مهم بودن مطالب آن طی چند قسمت ارائه می گردد.هدف از طرح مباحث نقش مشاوره در کارخانجات و صنعت ارتقاء آگاهی همکاران در نحوه و ضرورت استفاده از مشاوران در سازمان می باشدکه در آینده به بررسی تخصصی نقش مشاور نت در صنعت خواهیم پرداخت.

 در فرایند توسعه ، فرهنگ مشاوره مدیریت متحول می شود به نحوی که ظرفیت های وسیع ناشناخته قبلی به واسطه این فرایندشناخته شده و دستیابی به ظرفیت های جدید تحقق می یابد. باتوجه به نقش اثربخشی که مشاوران مدیریت و مهندسی در امر توسعه دارند و نظر به پتانسیل های موجود وتوانائیهای بالقوه ، می توان چشم انداز خوبی را در آینده برای توسعه خدمات مشاوره مدیریت و مهندسی پیش بینی کرد.

 

 علاوه بر این مشاوره مدیریت و مهندسی در صادرات خدمات فنی و مهندسی می تواند نقش بسیار مهمی را ایفا کند. در برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی ، فرازهایی درجهت توسعه صادرات غیرنفتی پیش بینی شده است که مبتنی بربرنامه ها و راهبردهای دولت برای عدم وابستگی و اتکای بودجه عمومی کشور به درآمدهای ناشی از فروش نفت خام است . در بند <و > ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم ،سازوکارهایی برای تحقق جهش در صادرات کالاهای غیرنفتی و خدمات فنی و مهندسی پیش بینی شده است که از گامهای فرایند توسعه کشور است . شرکتهای مشاور و پیمانکارصادرکننده خدمات فنی و مهندسی طی برنامه دوم و در آغاز برنامه سوم توسعه دربازارهای بین المللی خدمات فنی و مهندسی حضور یافتند و از حمایت های دولت نیزبهره مند شده اند. (حوزه فعالیت آنان مشتمل بر کشورهای آسیای میانه ، قفقاز، آفریقا، بود).لیکن حضور این شرکتها بعضا با عدم موفقیت در مناقصات بین المللی و عدم آگاهی ازشرایط رقبا در بازارهای بین المللی محدودتر شده است . 

 

 

 

مشاوران مدیریت و مهندسی درجهت تحقق

این اهداف می توانند نقش بسیار مهمی ایفا کنند. به نحوی که می بایست به صورت واحدهای پیشرو در راس صادرکنندگان خدمات فنی و مهندسی قرار گرفته و بسترهای مناسبی را برای حضور فعال شرکتهای صادرکننده خدمات فنی و مهندسی در بازارهای بین المللی زمینه سازی نمایند. و حیطه بازارهای بین المللی خدمات فنی و مهندسی را توسعه بخشند.

 

با ایجاد فضاهایی که به واسطه حضور مشاوران مدیریت و مهندسی در بازارهای جهانی ایجاد می شود، روند موفقیت مشاوران و پیمانکاران در مناقصات بین المللی خدمات فنی و مهندسی بهبود می یابد. بنابراین اگر فرایند صدور خدمات فنی و مهندسی ابتدا با حضور مشاوران مدیریت شروع شود فضاهای بسیاری برای حضور شرکتها ایجادمی شود و ما شاهد حضور فعال و موفق شرکتهایی در بازارهای بین المللی خواهیم بود که در گذشته به دلیل فقدان تصمیم گیریهای راهبردی نتوانسته اند در مناقصات بین المللی موفقیت کسب کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل بازدارنده و تقویت کننده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاه کرمی : همان گونه که در میزگرد قبلی مشاوره مدیریت (تدبیر شماره ۹۸) اشاره شده است نارساییها و موانعی وجود دارد که توسعه صنعت مشاوره مدیریت را دشوار می کند. مشاورین مدیریت قدرت سرمایه گذاری ندارندو از بودجه خاصی استفاده نمی کنند و درواقع تنها منبع مالی آن مبالغی است که به عنوان حق الزحمه از مشتریان خود دریافت می کنند. توان مالی کم ، منجر به کاهش سرمایه گذاری و کاهش توان جذب افراد مناسب و… می شود و در درازمدت باعث کاهش توان جمعی نظام مشاوره مدیریت می شود و این سیکل با کاهش اثربخشی ، کاهش قیمت خدمات و کاهش توان مالی می تواند به صورت تقویت شونده تکرار شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با ورود رقبای جدید (ازجمله افرادی که با بهره گیری از ارتباطات و رانت های موجوددر حرفه حضور یافته اند) این پدیده تشدید می شود. بنابراین می توان گفت که نظام بازار،جوابگوی توسعه صنعت مشاوره نیست . اگرچه لازم است ولی کافی نیست . ضرورتاعوامل جدیدی باید در این سیکل حضور یابند تا وضعیت تکرار منفی سیکل متوقف وجهت مثبت پیدا کند. از جمله :

 

 

 

 

 

۱ – همه صنایع از دانش آموختگانی استفاده می کنند که هزینه تربیت آنان را نظام پرداخته است و این افراد برای حضور در صنعت و حرفه نیازمند سرمایه گذاری زیادی نیستند واگر هم باشند به دلیل ملموس بودن و همچنین بازار پررونق تر، به راحتی امکان سرمایه گذاری (اعزام به خارج ، درگیر شدن در فرایند انتقال تکنولوژی و…) وجود دارد.ولی برای مشاوره مدیریت کسی تربیت نمی شود و توان سرمایه گذاری هم کم است .

 

 

 

 

 

بنابراین با ایجاد سازوکار تربیت مشاور و یا گنجاندن واحدهای مرتبط در دروس دبیرستانها و دانشگاهها می توان به کاهش هزینه سرمایه گذاری برای تربیت مشاورین کمک کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲ – همه صنایع به نوعی از حمایت دولت برخوردارند. ولی صنعت مشاوره نه تنها از این حمایت برخوردار نیست ، بلکه برخی از افراد و نهادهای وابسته به دولت (نظیردانشگاهها و دانشگاهیان ) وارد این عرصه شده و نظام رقابتی بازار را دچار مشکل کرده اند. به اعتقاد من ایجاد محدودیت و نظم در این خصوص حداقل در چارچوب خدمات مشاوره ای که دولت و سازمانهای وابسته دریافت می کنند می تواند به تقویت این صنعت کمک نماید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳ – نهادها و تشکل های صنفی در صنعت مشاوره بایستی تقویت شده و حضور موثرتری در تعریف صنعت و نقش آن ، چانه زنی های لازم ، تعیین استانداردهای انجام کار و حضوردر حرفه ، مراقبت از بازار، توسعه فرهنگ مشاوره و… داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۴ – تمام نکاتی که عرض کردم نافی نقش موسسات مشاور در تقویت خود به عنوان یک بنگاه اقتصادی نیست . این موسسات نظیر هر موسسه اقتصادی دیگر باید بتوانند درشرایط محیطی متغیر و متلاطم و پیچیده کار کنند، یاد بگیرند و منطبق شوند. باید باتعیین اهداف و شاخصهای اثربخشی حرکت کنند. اهمیت دادن به پژوهش ،سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و تربیت و توسعه منابع انسانی ، پیوند با بازار جهانی به قصد کسب دانش روز، و توجه به ایجاد الگوهای بومی مدیریت ازجمله کارهایی است که این موسسات باید انجام دهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اعتماد: به عنوان یک جمع بندی باید نیاز به مهندسین مشاور و نقش آنها در جامعه و درراستای توسعه ابتدا دربین حرفه مندان و سپس از طریق رسانه های جمعی (صداوسیما،سمینارها و غیره ) و تشکیلات صنفی و حرفه ای ، دربین مسئولان مملکت و جامعه (به عنوان نیروی متقاضی این نیاز) مطرح شود، درحالی که جامعه مهندسین مشاور نیزهمگام با تغییرات سریع جهانی (تکنولوژی ، مدیریت ، ارتباطات و غیره ) خود را بهنگام وآماده ارائه خدمات (در وهله نخست در کشور و سپس برای خارج از کشور) نماید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ایجاد تشکلها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جزنی : برای ارتقای نقش مشاوره مدیریت ومهندسی باید واقع بین بود. استانداردها و شاخصهای اثرگذار بر این حرفه را شناسایی کرد; زیرا به قدری بازار مشاوره مدیریت آشفته است و طیف وسیعی از افرادی که خود رامشاور می دانند وجود دارد که واقعا نمی توان تصمیم گیریهای مناسب و اقداماتی درجهت ارتقای این حرفه کرد، مگر آنکه تشکلهایی ایجاد شود که تمام مشاوران بتوانند درآنجا گردهم آیندو زمینه های تخصصی خود را اعلام کرده و دانش تخصصی خود را دراختیار دیگران قرار دهند. در این صورت است که می توان به فعالیتهای تعاملی میان آنان امید بست و نقش آنان را در اثر توسعه بادقت بیشتری تحلیل و بیان کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راهکارهای موثر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلیمانیها: به نظر می رسد راهکارهای موثر وکارا عبارت باشند از:

 

 

 

 

 

۱ – رویکرد پروژه ای به مدیریت (PROJECT BASE MANAGEMENT)جهت گیری های استراتژیک برنامه ها و رهاسازی آنها از نظام اداری ناتوان موجود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲ – ایجاد تشکیلات کوچک و کارآمد و متشکل از نیروهای مستعد و متعهد ایرانی به عنوان مسئول اجرا

 

 

 

 

 

۳ – شناسایی و انتخاب شرکتهای مشاوره مدیریت قدرتمند و با تجربه در زمینه انتقال تکنولوژی مشاوره مدیریت و تشکیل JOINT VENTURE یا کنسرسیوم با آنها.

 

 

 

 

 

در اینجا لازم می دانم این نکته را یادآور شوم که ارتقاء سهم تولید آن دسته از کالاها یاخدماتی که نیازمند تکنولوژی دانش بر (KNOWLEDGE INTENSIVE) یا مغزبر(BRAIN INTENSIVE) می باشند در تولید ناخالص داخلی ، یک ضرورت حیاتی است که خوشبختانه به صورت عزمی استراتژیک در برنامه سوم تجلی یافته است . چرا که اکتفابه تولیداتی که کاربرند، فاقد ارزش افزوده کافی و آنها که سرمایه برند نیز چندان ارزش افزوده بالایی ندارند و درعین حال از عهده توان بالفعل مالی کشور خارج اند وهیچکدام (تولیدات کاربر و سرمایه بر) تقاضای جدی برای دانش و تخصص به وجودنیاورده اند. به این ترتیب کماکان مهاجرت مغزها تداوم پیدا کرده و جامعه از دستاوردهای بالقوه صاحبان دانش و تخصص محروم می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهتری گر به کام شیر دراست

 

 

 

 

 

شو خطر کن ز کام شیر بجوی .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مشاوره های راهبردی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منفرد: مشاوران مدیریت می توانند با مطالعات راهبردی نقش ارزشمندی را در تحقق اهداف توسعه کشور ایفا نمایند و با فضاسازی مناسب و ارزیابی بازارهای بین المللی ، ماحصل اطلاعات را دراختیار شرکتهای صادرکننده خدمات فنی و مهندسی قرار دهند. شرکتها نیز طبعا با دید روشن تری نسبت به سابق می توانند سهم بازارها را افزایش دهند.

 

 

 

 

 

امروزه کشورهای جهان با شتاب فزاینده ای در تمام عرصه های علمی ، فناوری وتجاری گام برمی دارند. برای آنکه ظرفیت های موجود در کشور در این عرصه بسیارپیچیده بتواند حتی الامکان به ابقاء خود بسنده کند و به حیات خود ادامه دهد،مدیریت های کشور بایستی به مشاوره های راهبردی ازطریق مشاوران مدیریت ومهندسی مجهز شوند. به واسطه مشاوره مدیریت در عرصه های بین المللی می توان چالشهای تحمیلی ناشی از حضور رقیبان ، محدودیتها و قوانین و مقررات کشورهای جهان و بازارهای هدف ، همچنین شرایط اقتصادی ، اجتماعی و وضعیت تکنولوژیکی کشورهای جهان را شناسایی و ارزیابی کرد و از فرصتها بهره مند شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نظر اینجانب برای فرهنگ سازی مشاوره مدیریت در کشور، بایستی نهادی متناسب با فرهنگ ، سیاست ، مسائل اجتماعی و اقتصادی و علمی ایجاد شود تا فرهنگ مشاوره مدیریت و مهندسی به صورت نظام مند شکوفا گردد و جامعه بتواند از ظرفیت های موجودبهره مند شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اثرات مطلوب بر توسعه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیاه مکون : تاثیر تجارب حرفه ای مشاورین مدیریت و مهندسی کشور به طور مطلوب بر امر توسعه می تواند به طرق زیر روی دهد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فراهم آوردن زمینه برای ارتقاء ظرفیت ،قابلیت های فکری و خلاقیت های مشاورین و بسترسازی برای ارتقاء تجارب حرفه ای وانتقال یافته های اقتضایی آنان به نظام توسعه کشور ازطریق مشارکت دادن جدی و بیشترمشاورین در پروژه ها و طرحهای کلان و خرد توسعه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چرخه فرایند تدوین برنامه توسعه در کشورسه مرحله عمده به شرح زیر:

 

 

 

 

 

مرحله ۱ – تبیین و تعیین رهنمودهای کلی (سیاستهای کلی نظام مصوب مقام معظم رهبری )

 

 

 

 

 

مرحله ۲ – لایحه برنامه شامل سیاستها و راهکارها مصوب قوه مقننه

 

 

 

 

 

مرحله ۳ – برنامه ریزی عملیاتی در بخش و زیربخشهای اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی مصوب هیات دولت .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باعنایت به این سه مرحله و باتوجه به اینکه مشاورین مدیریت و مهندسی کشورشامل بیش از ۱۵۰ گرایش یا تخصص عمده می باشند و بیش از ۱۰۰۰ شرکت مشاوره ومتجاوز از ۱۵۰۰۰ مشاور حقیقی در این طیف به طور جدی فعال هستند، ملاحظه می شود که به راحتی ، نظام برنامه ریزی توسعه کشور می تواند در هریک از سه مرحله ، ازتفکر و تجارب حرفه ای این مشاورین به نحو مطلوب بهره جویی نماید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شبکه مشاورین مدیریت و مهندسین ایران که از حدود دو سال پیش و بنابه ضرورتهای حرفه ای ازجمله هم افزایی توان مشاوره ای کشور به صورت غیردولتی ، غیرانتفاعی و غیرسیاسی ایجاد شده ، در درون خود درقالب ۹انجمن و تشکل حرفه ای ، بیش از ۱۰۰ گرایش عمده مدیریتی ، مهندسی ، مالی ،حسابداری ، انفورماتیک ، کیفیت جامع ، امور زیربنایی و… را شامل می شود. این شبکه وسایر تشکل های حرفه ای و صنفی می توانند به طور سیستماتیک و سامان یافته ، محمل وبسترساز تعامل حرفه با نظام برنامه ریزی توسعه کشور قلمداد شوند. این شبکه درحال حاضر برای تسهیل و تسریع در این تعامل ، سایت الکترونیکی حاوی مشخصات اعضای حقوقی و حقیقی خود را ایجاد کرده و درحال توسعه آن است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برنامه سوم توسعه کشور، دارای موضوعات وابعاد جدیدی در قالب رهنمودهای کلی ، سیاستها، راهکارها و برنامه های عملیاتی است .در اینجا این سوال جای تامل دارد که آیا این ابعاد بدیع از طریق برنامه سوم توسعه که بدون رایزنی و تعامل سیستماتیک و ارگانیک با مشاورین مدیریت و مهندسی کشورتدوین شده ، می تواند دیدگاه و مبانی جدید مطرح شده در برنامه سوم توسعه را تحقق بخشد. آیا برنامه سوم فعلی درقیاس با برنامه های قبلی دارای چنان وجوه تمایزی است که بتواند امپراطوری های صنعتی و خدماتی موجود دولتی را به تدریج کوچک و کوچکترنماید؟ برای یافتن پاسخ دقیق و قابل قبول ، طیف گسترده مشاورین مدیریت و مهندسی وسایر تشکل های علمی ، حرفه ای و صنفی می توانند مورد رایزنی هدفمند، سامان یافته وسیستماتیک نظام برنامه ریزی توسعه کشور قرار گیرند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تا قبل از تدوین برنامه سوم توسعه کنونی ،سازوکار رایزنی با طیف گسترده مشاورین کشور برای نظام برنامه ریزی ، به دلیل رایج نبودن امکانات تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی ، امری دشوار بود، ولی از حدود دو سال پیش موج بهره جویی از انواع شبکه ها و سایت های الکترونیکی در کشور متداول شده است . به همین دلیل نظام برنامه ریزی کشور، می بایستی با استفاده از تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی تعامل روزآمد خود را با مشاورین مدیریت و مهندسی کشور سریعا برقرار کند.دراین راستا شبکه مشاورین مدیریت و مهندسی ایران با اتکا به دانش و تجارب حرفه ای اعضای خود، آمادگی دارد نظرات و چگونگی تجهیز نظام برنامه ریزی کشور را به این گونه امکانات پیشرفته تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی اعلام نماید تا بستر تعامل و بازخوراطلاعاتی موردنیاز فراهم آید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همزمان با کاهش تصدی گری دولت دردستگاههای اجرایی ، وضعیت واگذاری وظایف اجرایی سایر دستگاههای دولتی همچون وزارت امور اقتصادی و دارایی ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بانک مرکزی و… به چه شکل و محتوایی تغییر و تحول خواهندیافت ؟درمورد این گونه مقولات ، نظام برنامه ریزی کشور از هم اکنون باید چشم انداز آینده را بامشاورین مدیریت و مهندسی رایزنی نماید; زیرا باید درقالب یک برنامه ریزی دقیق ازابعاد و پیچیدگی های نظام برنامه ریزی متمرکز توسعه ، کاسته شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آذرهوش : موضوع دوم شیوه های همکاری و هم افزایی فعالیتهای مشاوره مدیریت ومهندسی است . یکی از اصول همکاری در امور سازمانی ، آگاهی افراد از فعالیتهای یکدیگر و نیز آشنایی به اصول و مبانی کار یکدیگر است . تجربه خوبی که در این زمینه می تواند تاحدی الگوساز باشد رویکردهای جدید به آموزش امور مالی و حسابداری است . در برنامه های نوین دوره های دانشگاهی حسابداری در دنیای صنعتی و در ایران ،غالبا تعدادی دروس مدیریت گنجانده می شود تا دانشجویان با فضایی که در آن قرار است دانش خود را به کار برند آشنا شوند. چنین برنامه هایی اصطلاحا با <گرایش مدیریت > (MANAGEMENT ORIENTED) نامیده می شود. به واقع اگر دانش حسابداری درخدمت حل مسایل مدیریت قرار نگیرد، چه فایده ای برای آن می توان تصور کرد؟ از این روش برای ایجاد وفاق فکری میان مشاورین مدیریت و مهندسی نیز می توان استفاده کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شیوه های هم افزایی

 

 

 

 

 

اگر مشاورین فنی – مهندسی به دانش مدیریت مجهز شوند و مشاورین مدیریت نیز با رویکرد مشاورین مهندسی با مسایل آشنایی پیدا کنند، یقینا ارتباط سازنده تری میان این دو حرفه برقرار خواهدشد. نگاهی به گزارشهای مشاوران مهندسی و نیز برخی تعاریف از محتوای این حرفه ، ازجمله توصیفی که سرکار خانم دکتر اعتماد از هدف مشاوره مهندسی فرمودند نشان می دهد که بخش عمده ای از کار مشاورین مهندسی با آنچه مشاوره مدیریت می نامیم همپوشی دارد. این همپوشی مشکلی را ایجاد نمی کند – حتی می توان آن را افزایش داد تا محصول طرحهای مشاوره مهندسی از جامعیت و سیستم نگری بیشتری برخوردار باشد. اما برای دسترسی به این هدف ، ضروری است که مشاورین مهندسی در تحلیل های خود از ابعادغیرمهندسی کار، علاوه بر مراجعه به <عقل سلیم > (COMMON|SENSE) ازدستاوردهای دانش مدیریت نیز استفاده کنند.

 

 

 

 

 

از سوی دیگر برای زمینه سازی جهت هم افزایی این دو حرفه ، دستیابی به زبان مشترک نیز لازم است . زبان مشاورین مهندسی غالبا اعداد وارقام است . طبیعت امورمهندسی این است که توصیف پدیده ها با کمیت صورت می گیرد. درحالی که در مشاوره مدیریت ، در بسیاری موارد توصیف های کیفی جای کمیتها را می گیرد. برای نزدیک ترکردن دو حرفه ، کوشش در ایجاد زبان مشترک کمی – کیفی نیز ضروری است . در مشاوره مدیریت بسیاری از موارد می توان از کمیت استفاده کرد و در مشاوره مهندسی نیز می توان مهارت توصیف کیفیت ها را پرورش داد. نکته مهم در هر دو حرفه ، ایجاد تفاهم درموردکاربرد مناسب توصیف های کمی و کیفی است .

 

 

 

 

 

برگزاری برنامه های مشترک آموزش اصول و مبانی و نیز فنون مشاوره برای داوطلبان هر دو گروه مشاوره مدیریت و مهندسی نیز ازجمله ابزارهای مهم در این زمینه است . این آموزش در کشور ما بسیار ضروری است ، زیرا تاکنون کارشناسان هر دو قلمرو، حرفه خودرا از راه سعی و خطا آموخته اند. برنامه آموزش مشترک علاوه بر تقویت مبانی علمی مشاوره ، به گسترش دامنه تفاهم – ایجاد دیدگاههای مشترک و زمینه سازی برای همکاری این دو گروه کمک خواهدکرد. شبکه مشاوران در این مورد می تواند فعالیتهای موثری راانجام دهد.

 

 

 

 

 

روش دیگر که درواقع مکمل و تاحدی محصول دو راه قبلی است ، ایجاد گروههای مشترک مشاورین مدیریت و مهندسی برای طرحهای مهم است . بخصوص جلسات مشترک مدلسازی مسایل و طراحی مفهومی روش کار و یافتن راه حل از ابزارهای مهم ایجاد وفاق و هم افزایی فکری است .

 

 

 

 

 

نکته مهمی که در پایان این بحث شایان تاکید است ضرورت سرمایه گذاری اساسی در توسعه صنعت مشاوره در کشور است . درخلال بحث گفته شد که مشاوران ما دانش خود را ازطریق سعی و خطا آموخته اند. این واقعیتی ناگوار است زیرا هزینه سعی و خطامعمولا چندین برابر هزینه های سرمایه گذاری در آموزش و انتقال تکنولوژی است . به اعتقاد من هنگام آن رسیده است که حرکتی گسترده در زمینه انتقال تکنولوژی مشاوره به کشور آغاز شود.

 

 

 

 

 

ایجاد موسسات صنعتی بدون تاسیس موسسات پشتیبانی ، بخصوص موسسات فکرآفرین همچون سازمانهای مشاوره ، تحقیق

 

 

 

و آموزش قوی ، از لحاظ توسعه چنانکه دیده ایم چندان کارساز نیست . در توسعه صنعتی باید به مجموع عوامل موثر در بهره وری و نوآوری اندیشید.

 

0 پاسخ
  1. مهدی فکوری
    مهدی فکوری گفته:

    با تشکر از تهیه و درج این مقالات که میتواند گامهای محکمی برای اثبات کارائی فرهنگ مشاوره در سازمانها و صنایع باشد, این نکته را یادآور میشوم که ایجاد شبکه های زنجیره ای از مشاورین و علاقمندان به این حوزه در قالب راه اندازی یک سایت جامع شاید شروع خوبی برای فرهنگ سازی عام در این حوزه باشد.همچنین ایجاد هسته های کاری در مراکز استانها از طریق ثبت شرکتهای تعاونی جهت ایجاد تشکل های سازمانی برای محققین و مشاوران را پیشنهاد میکنم.مهدی فکوری

  2. مهدی فکوری
    مهدی فکوری گفته:

    شرطی شدن کلاسیک مدیران
    مدیران ما در واحد های تولیدی و صنعتی همواره از دو موضوع در عذاب و تنگنا هستند. یکی بیسوادی کارفرما و دخلت بیمورد او در تصمیم گیری های مدیر و دیگری فقر دانش کاربردی .
    این دو معضل حل نشده باعث میشود که مدیر پس از مدتی کلنجار رفتن با خود و با کارفرما رفتار های خاصی را پیش روی خود قرار دهد که مناسب هر یک از شرایط کارش میباشد. تاثیر اعمال و رفتار کارفرما در مدیران واحد های صنعتی به مرور آنها را شرطی میکند و به همان اندازه هم از انگیزه و قدرت کاربردی آنان میکاهد. مدیران درگیر با کارفرمایان پولدار صاحب کارخانه و در عین حال کم سواد پس از گذشت مدتی , کم کم رابطه بین رفتار ها و پیامد های آنرا کشف میکنند و بر همین اساس الگو های رفتاری آنان نه بر اساس کاربرد دانش و تجربه در کار و نیز بر اساس دوری از کنتاکت با کارفرما شکل میگیرد . بسیاری از رفتار های شرطی شده را هم توسط مشاهده اعمال مدیران همتای خود در کارخانه یاد میگیرند و به مرور زمان ایزوله شده و بود و نبودشان برای کارخانه یکی میشود و در نهایت کارفرما عذر آنان را خواسته و از کارخانه اخراج میکند. علت این مشکل آنست که : قوانین سازمان صنایع و معادن برای همه مردم این حق را داده است که بتوانند جواز تاسیس بگیرند و متعاقب آن با ترفند های خاصی وامهای کلانی هم از بانکها دریافت کرده و کارخانه تاسیس نمایند. این حق غیر علمی باعث شده است که همه فارغ التحصیلان دانشگاهها زیر نظر این کارفرمایان که هیچ تخصصی ندارند و فقط اندکی تجربه تاریخ مصرف گذشته دارند , مشغول کار شوند و چنین تشکل هایی همیشه با معضل رفتار سنتی و دمده درگیر بوده و هیچگاه نتوانسته اند به موفقیت برسند.
    هر نوع پاسخ ذاتی که انسان به محرک ها میدهد در طول زمان باعث عادت در او شده و او را نسبت به عکس العملهای متناسب با آن ایده و یا آن فرد شرطی میکند. بنابراین ما با نادیده گرفتن فقط یک قانون خاص میتوانیم در کل اجتماع هرج و مرج و یا بی نظمی ایجاد کنیم. قانون سازمان صنایع و معادن هم دقیقآ همین رل را در صنعت کشور ما بازی میکند. به این معنی که , اصولآ فردی که میخواهد کارخانه احداث نماید باید دانش و سواد آکادمیکی و تجربه کار عملی داشته باشد تا بتواند چیدمان انسانی و برنامه خود را بصورت منطقی و علمی انجام دهد . چنانچه هر یک از افراد جامعه تنها به دلیل داشتن پول و برخورداری از فامیل های صاحب نفوذ در ادارات اقدام به کسب مجوز از صنایع و معادن نماید و موفق شود , نتیجه کار همین خواهد شد که طبق آمار های جاری , حدود نود در صد چنین کارخانه هایی هم اکنون یا ورشکسته هستند و یا در معرض آن قرار دارند.و تلاش ما هم بعنوان مشاور صنعتی نمیتواند مثمر ثمر باشد چون که انگار داریم با دیوار حرف میزنیم . کارفرمایان و صاحبان صنایع در شهرکهای صنعتی از ابتدایی ترین سواد فنی و اداری و پروژه ای هم بهره مند نیستند بنابراین ما قادر نیستیم که با ذهن آنان ارتباط برقرار کنیم و داشته های خودمان را به آنها بفهمانیم. این گروه از کارفرمایان نه گفته ها و نه ایده های ما را قبول میکنند و نه دست از لجاجت خود برمیکشند. هر مشاوری در هنگام کار با یک مدیر منتظر پاسخ های ذهنی و عقلی طرف مقابل میماند تا پس از دریافت آن ادامه کار را پی بگیرد. این نوع مدیران و کارفرمایان در کلاسهای باز آموزی و اموزش ضمن کار و در جلسات مشاوره مثل مجسمه می نشینند و فقط نگاه میکنند و هیچ چیز هم نمیگویند. اگر هم خواستند صحبت کنند از مراسم چهارشنبه سوری و یا سفر های سیاحتی خود سخن میگویند . با این شرح و تفاسیر هم حساب مشاور و هم حساب میلیارد ها سرمایه گذاری کوری که انجام گرفته است پاک پاک است و بس.مگر اینکه شما تدبیری بیاندیشید.

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.