آيا نت مبتني بر قابليت اطمينان RCM در سازمان شما قابل پياده سازي است؟!

از آنجائي که دوره آموزش RCM مدت هاست تدريس مي شود و با برخي از اصول پياده سازي آن در حوزه ابزارهاي مهندسي کيفيت و مهندسي نگهداري و تعميرات آشنائي ديرينه اي داريم.هم چنين بر اساس مقالات و گزارش هاي دريافتي از صنايع و سازمان هايي که گام هائي در پياده سازي آن در کشور برداشته اند.جواب اين سوال ساده است.

نت مبتني بر قابليت اطمينان reliability centered maintenance RCM در سازمان هاي صنعتي داخل کشور خودمان قابليت پياده سازي را ندارد!!!

بر خلاف تمام اساتيد دانشگاهي و غير دانشگاهي که در سمینارها و کنفرانس ها و سر کلاس هاي درس شان ابراز نت مبتني بر قابليت اطمينان را دارند و فايل ها  استانداردهاي آن را به رخ مخاطبان مي کشند و سخنراني و پاورپوينت نشان مي دهند.صراحتا عرض مي شود اين ابزار در صنايع توليد صنعت کشورمان قابليت پياده سازي را ندارد.

کساني که هم که ادعا پياده سازي کرده اند انتهاي گزارش خويش آورده اند که بيش از 50 درصد پروژه شکست خورده است و آن نيمه ديگر هم عدد سازي شده است.کيست؟ که بيايد بررسي کند!

قبلا در مطلبي کتاب نت مبتني بر قابليت اطمينان RCM (کتاب نت مبتني برقابليت اطمينان ۲ RCM ترجمه و چاپ شد) را معرفي کرده بوديم .مطالعه اش را توصيه مي کنم بهترين مرجع در اين خصوص فعلا در خارج از کشور هم همين کتاب است.بعد با وضعيت تجهيزات کارخانه خويش مقايسه فرماييد.

فکر کنم همکار گرامي و دوست عزيز آقاي مهندس برزگر نيز هم نظر باشند.منتظر تجربيات و انتقادات شما هستيم بخصوص اساتيد امر که مدرس و مجري بوده اند.البته دليلي بر اين مدعا ذکر نکرديم و بيشتر توصيه به مطالعه و مقايسه داشته ايم.در فرصتي ديگر با کسب نظرات همکاران بيشتر به دلايل مي پردازيم.

6 پاسخ
  1. برزگر
    برزگر گفته:

    دوست و برادر گرامی جناب آقای مهندس جلالی
    سلام
    به دنبال تائید یا رد مطلب شما نیستم . البته اما مواردی باعث شده تا نظر شما را بسیاری از دوستان تائید نمایند . مشاوره نگهداری و تعمیرات در کشور ما برای برخی از افراد تبدیل به تجارت پرسود شده است.
    بعنوان مثال اگر کارنامه کاری برخی از مشاورین را که یک نسخه نمایشی از RCM تهیه کرده و همراه استانداردهای مرجع آن همچون IEC60300 در همایشها نشان میدهند ، جستجو بفرمائید با موارد بسیار جالبی برخورد میکنید که ذکر آن در اینجا مجاز نیست.
    به هرحال همین افراد به دلیل ارتباطاتی که دارند هم اکنون در برخی از صنایع بسیار حساس کشور بعنوان مشاور RCM مشغول به کار شده اند … نتیجه کار نیز در نهایت همانی میشود که شما دوست گرامی در این مطلب به آن اشاره نموده اید.
    لازم به توضیح است که تا به امروز رویکردهای متفاوتی در زمینه پیاده سازی RCM توسط متخصصین بین المللی آن ارائه شده که مشکلات و چالشهای اولیه این روش را پوشش داده است اما به یقین میدانم که اکثر این بزرگواران به خود زحمت نمی دهند تا نگاهی به تازه های این مبحث انداخته و حتی فایل نمایشی خود را کمی تغییر دهند…
    اما در باره علت نیاز به RCM تنها اشاره کوتاهی دارم :
    RCM ابزاری است که برای تدوین دستورالعمل نت به آن نیاز مبرم داریم. چرا؟
    یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت صنایع ایرانی در پیاده سازی موفق سیستم نت ، نداشتن دستورالعمل نگهداری و تعمیرات درست میباشد. همیشه براساس توصیه سازنده (آنهم برای تجهیزاتی که چند دهه از فعالیت آنها گذشته) و تجربیات تعمیرکاران و یا سوابق تعمیرات ، دستورالعملی تدوین شده و اجرا میشود.
    نتیجه اش را حداقل در بیش از ۴۰ شرکت بزرگ ایرانی دیده ام… (میگوید قبلا EM داشتیم، امروز EM (به همان اندازه قبل ) و PM داریم… PM اجرا میشود اما تاثیر ندارد. قبلا خیلی بهتر اجرا میشد اما امروز اعتقاد پرسنل کم شده …) …
    حال اگر این موضوع برای صنایع هواپیمایی هم وجود داشت آیا جرات داشتید با هواپیما مسافرت کنید؟
    RCM ابزاری است که برای تدوین دستورالعمل نت به آن نیاز مبرم داریم. به نظر بنده قبل از اینکه مجری برنامه نت و بخش تولید را بابت عدم همکاری در اجرای فعالیتهای غیرموثر نت سرزنش کنیم کمی هم نگاهی به دستورالعمل تدوین شده نت بیاندازیم …

    آنچه كه اشاره داشتم ، يك بيماري است كه متاسفانه صنعت كشور به آن مبتلا ميباشد. لازم ميدانم تا چند نكته را براي پياده سازي RCM يادآوري نمايم :
    – اجراي RCM براي صنايع توليدي معمولا براي تجهيزات بحراني شركت ( كلاس A ) توصيه ميگردد. البته در ساختار درختي تجهيزات كلاس A و همچنين پيگيري دلايل خرابي هاي وظيفه اي نيز اولويت بندي هايي براي اجراي RCM انجام ميشود . براي ساير تجهيزات شركت ، راهكارهاي ديگري از خانواده RCM (براساس نياز) توسط متخصصين پيشنهاد ميگردد…
    – اجراي RCM بخاطر عدم وجود سوابق تعميراتي متوقف نميشود. اگر با ساختار تجهيزات آشنايي داريد و تكنسينها و كارشناسان تعميراتي خوبي (از نظر فني) در سازمان وجود دارد ، اجراي RCM امكان پذير است.
    – RCM سيستم نت نيست بلكه يك ابزار است. RCM ابزاري براي تدوين دستورالعمل نت بوده و البته براي نحوه اجراي دستورالعملها ( بصورت متمركز توسط بخش نت يا بصورت مشاركتي و …) توصيه اي ندارد. RCM ضامن تدوين استانداردهاي نت در راس چرخه SDCA ميباشد.
    – FMEA يكي از ابزارهاي RCM است و زماني استفاده ميشود كه شما بخواهيد يك مجموعه همچون الكترموتور ، پمپ و … را فارغ از جايگاه آن در سيستم آناليز نمائيد. به جاي عدد RPN كه در FMEA وجود دارد ، از جدول ارزيابي ريسك استفاده ميشود . نمونه اش در استاندارد SAE JA 1012 وجود دارد.
    – RCM بايد بصورت پروژه اي و تشكيل تيم كاري متخصص اجرا شود تا از دوباره كاريها جلوگيري بعمل آيد.
    – كتاب RCM آقاي جان موبري مربوط به دهه 90 بوده و اولين كتابي است كه تحت عنوان RCM2 يا RCM صنعتي نوشته شده است. آقاي جان موبري از اعضاء گروه تدوين استاندارد MSG3 شركت بوينگ و مشاور SAE براي تدوين استاندارد SAE JA 1011,1012 بوده و در سال 2004 فوت شده است. كتاب ايشان را جناب آقاي دكتر زواشكياني به فارسي ترجمه نموده و هم اكنون در بازار كتاب قابل خريد است. البته بر ترجمه ايشان اشكالاتي وارد است كه فهم RCM را نسبت به نسخه انگليسي آن سخت نموده است. دوستاني كه با مفاهيم RCM آشنا نيستند بهتر است ابتدا نگاهي به متن انگليسي كتاب انداخته و سپس متن فارسي را مطالعه فرمايند.
    به هرحال بازار RCM در كشور ما بسيار داغ است و هم اكنون قراردادهاي چندصدميليوني بابت مشاوره در اين زمينه توسط برخي از متخصصين آن در ايران اخذ ميگردد . انتهاي كار نيز نياز به گفتن ندارد…
    موفق باشيد
    برزگر

    پاسخ
  2. چهرآزاد
    چهرآزاد گفته:

    @محمد جواد اسماعیل پور
    با سلام
    اجازه بدهيد ديدگاه متفاوتي نسبت به شما داشته باشم. ما عقيده به كار جمعي داريم. روش آن را بلد نيستيم. كار تيمي يا سيستمي با عقل ما جور در مي‌آيد اما چون روش كار را كسي به ما ياد نداده اشتباه مي‌كنيم، بعد مي‌بينيم نتيجه نمي‌دهد از آن بيزار مي‌شويم، اما در عين حال منطق ما آن را تأييد مي‌كند. به خاطر همين حرف زدنش را دوست داريم، اما اجرا كردنش را نه.
    راه حل چيست؟
    نقش‌هايي كه در يك تيم بايد حضور داشته باشند را بشناسيم (شما را به كلمه كليدي Belbin در ويكي پديا ارجاع مي‌دهم)
    بفهميم چه افرادي در سازمان (يا در واحد توليد و فني) مي‌توانند هر يك از اين نقش‌ها را ايفا كنند
    آنها را آماده كنيم (از طريق تشكيل تيم‌هاي كوچك، و ارزيابي در چارچوب تيمي و نه فردي)
    و بعد وارد تيم كنيم.
    تيم بايد هدف داشته باشد؛ هدفي در جهت منافع سازمان (و نه در جهت منافع اعضاي تيم ـ لطفاً به اين موضوع دقت كنيد) و بايد مديريت شود.
    تيم يك ساختار گروهي دارد. انواع گروه ها و ويژگي‌هاي آنها را بشناسيم و ساختار تيم را طراحي كنيم
    جايگاه تيم را در سازمان تعيين كنيم (نه اينكه همينطور به حال خود رهايش كنيم) و از تيم خروجي واقعي بخواهيم. براي كمك به انسجام تيم، در ابتدا مي‌توانيم اهداف كوچك يا سهل‌الوصول براي آن تعريف كنيم
    بعد از دستيابي به اهداف، به آنها پاداش تيمي (نه لزوماً پولي) بدهيم. و هدف بزرگتر را به آنها نشان بدهيم
    تيم را بايد در يك فرايند قدم به قدم ساخت و مديريت كرد. بايد به آن انگيزه داد (نه انگيزه‌هاي پولي نظير پاداش حقوق. پول يك عامل انگيزشي نيست، يك عامل ضدانگيزشي است). بايد روي جنبه عملياتي آن تمركز كرد (و به همين دليل بايد از افراد رده پايين سازمان تيم تشكيل شود نه از سرپرستان و مديران).
    با تشكر از توجه شما

    پاسخ
  3. چهرآزاد
    چهرآزاد گفته:

    پاسخ:
    جناب مجید محمدی نژاد
    با سلام
    به طور كلي با شما موافقم، اما عقيده دارم كه تمامي فرايندها در يك شركت (مجدداً تأكيد ميكنم كه تمامي فرايندها) بايد سودآور باشند. اين يعني قيمت تمام شده اجراي فرايند را با هدفي كه از اجراي آن دنبال مي‌كنيم (كاهش هزينه، افزايش سود و…) مقايسه كنيم. اگر توجيه اقتصادي وجود دارد كه عاليست، اگر نه اصلاً دليلي براي اجراي آن فرايند نيست! مثل اين مي‌شود كه يك 5 ريالي كج را با صرف هزينه 1 تومان صاف كنيم!
    يك نكته ديگر هم در مورد صحبت شما به نظرم مي‌رسد. اگر شما مفاهيمي مثل RCM يا همان شش سيگما را روي تابلو و پوستر و كتاب و جزوه نگه داريد، هيچ اتفاق خوبي نخواهد افتاد. اينها براي اين اختراع شده‌اند كه اجرا شوند، نظير شش سيگما كه اصولاً مدل مفهومي آن پس از اجرا در جنرال الكتريك به دست آمد (نه اينكه اول طراحي شود بعد اجرا شود). بنابراين معتقدم دليل مناسب، جايگاه مناسب، زمان مناسب، منابع مناسب و روش مناسب براي اجراي اين مدل‌ها را اول تعيين كنيم، بعد با رويكرد يادگيرنده (Emergent) وارد گود اجرا شويم.
    با سپاس

    پاسخ
  4. محمد جواد اسماعیل پور
    محمد جواد اسماعیل پور گفته:

    با درود
    باید عرض کنم مشکل عدم اجرای چنین برنامه هایی در کشورمان تعجب آور نیست ، تاسف آور است !ویافتن آن هم هیچ سخت نیست و در یک جمله خلاصه میشود : ” ما در کشورمان به کار سیستمی و جمعی اعتقاد نداریم و یا فقط در حرف و زبان اینگونه ایم و از کار سیستماتیک تعریف و تمجید میکنیم ولی در عمل صحنه را خالی میفرماییم ! ”
    اولین اصل اینگونه فعالیتها کار جمعی است نه rcm حتی ساده ترین روشهای مکانیزه نت با مشکل همراه است
    به عنوان نمونه در شرکت محل کار اینجانب از سرپرستان باید التماس کنیم که فعالیتهای جاری خود را ثبت کنند اما همگی از لزوم ایجاد یک سیستم مدون برای نت دفاع میکنند
    با سپاس فراوان

    پاسخ
  5. مجید محمدی نژاد
    مجید محمدی نژاد گفته:

    حالا چه اصراری هست که شما قابلیت اطمینان رو پیدا سازی کنید. ببینید یک مثالی می زنم . ما میگیم 6Sigma و میگیم 2 محصول بی کیفیت در 1 میلیون قطعه ……. آیا این امکان پذیر است؟؟؟؟ خوب ما همیشه برای اینکه خودمان را ارتقا بدیم باید دست بالا ببینیم تا پیشرفت کنیم . وقتی می گیم محاسبه قابلیت اطمینان یعنی آنقدر اطلاعات قوی جمع بشه طی پروسه CMMS که بتونیم بر فرض مثال MTBF رو حساب کنیم……

    پاسخ
  6. چهرآزاد
    چهرآزاد گفته:

    به عقيدة من شايد بهتر باشد نگاهمان را از چارچوب صفر و يكي تغيير بدهيم. نت مبتني بر قابليت اطمينان نوعي الگوي سيستمي براي يك سيستم نگهداري و تعميرات است كه اهداف خاص خودش را ـ كه در مراجع تشريح كننده اين مدل به تفصيل آمده است ـ دارد. تجربه من مي‌گويد كه هيچ سيستمي را صد در صد نمي‌توان در يك واحد صنعتي پياده كرد، چرا كه هر كدام از اين سيستم‌ها (از جمله RCM) در يك محدوده خاص يا سطوح خاصي از ساختار فرايند تعمير و نگهداري مي‌توانند عمل كنند. گذشته از اين فرايند نت از ساير فرايندها و سيستم‌هاي يك كارخانه جدا نيست و فرهنگ حاكم بر اين فرايندها بر يكديگر اثر مي‌گذارند. بنابراين اگر رويكرد مديريت يك واحد صنعتي مثلاً توليد محصولاتي است كه در ردة بالاي بازار (محصولات بسيار گران، لوكس يا تخصصي ويژه مشتريان بسيار خاص) قرار است به فروش برسد، يا حتي اصلاً اين واحد صنعتي در بازار رقيب زياد يا مهمي ندارد، طبيعي است كه اجراي سيستم RCM به صورت فراگير كه همه فعاليت‌هاي تعميرات و نگهداري را تحت پوشش خود قرار بدهد، خيلي براي واحد توليد جذابيت يا اهميت نداشته باشد. بنابراين دليلي ندارد اصرار كنيم كه RCM را در همه فعاليت‌ها پياده كنيم.
    يك نوع نگاه ديگر هم مي‌شود به اين بحث شما داشت. مثلاً اين سؤال مطرح است كه زيرساخت‌هايي كه يك سيستم نت مبتني بر قابليت اطمينان نياز دارد تا بتواند كارآمد و مؤثر عمل كند كدامند؟ خودتان بهتر مي‌دانيد كه فرهنگ نگهداري و تعميرات در بيشتر كارخانجات ما فاصله زيادي با يك فرهنگ پيشرفته (كه سيستم RCM به آن نيازمند است) دارد! پس از اين جنبه كه نگاه كنيم، شايد بهتر باشد سير تكاملي يك سيستم نگهداري و تعميرات، از وضعيت فعلي آن در صنعت كشور تا يك سيستم پيشرفته در چارچوب TPM يا RCM يا نت خودگردان يا نت خودكنترلي را معرفي كنيم و قدم‌هايي كه مدير اين فرايند بايد بردارد را تشريح كنيم.
    پيروز باشيد

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × پنج =