آدم های کوچک برای کارهای بزرگ = نابودی سازمان

[تعداد: 0   میانگین:  0/5]

در ابتدای امسال تا الان حدود ۹ تا پروژه در زمینه سیستم مدیریت نگهداری و تعمیرات در سازمانهای مختلف و صنایع بزرگ و کوچک اجرا شده است.از این ۹ تا پروژه حدود سه تا آن در کارخانجات متوسط بوده و شش تای دیگر آن در کارخانجات بزرگ و صنایع سنگین بوده است.از صنعت گاز و نفت بگیرید تا برق ، چینی و لاستیک و غیره .

این پروژه ها مربوط به حوزه نگهداری و تعمیرات بوده است در کنار آنها پروژه های سیستم مدیریت کیفیت و مدیریت استراتژیک و سیستم های نظام خودرو سازان مثل SSR2  و ISO/TS و سیستم مدیریت آموزش و غیره پروژه هایی بوده است که در شرکت رسا تدبیرپارس دنبال می شود.

یکی از فرصتهایی که به لطف خدا نصیب شده است شناخت سازمان ها و افراد مختلف و بسیار متنوع در طول پروژه ها است و در کنار مطالعه مباحث روانشناسی و شناخت خویش و دیگران فرصتهای یادگیری متنوع و بکری پیدا می شود.

از طرفی بزرگ مرد تاریخ ایران امیر کبیر می گوید :”برای آنکه مملکتی بدون برنامه ریزی قبلی و صرف هزینه نابود گردد کارهای بزرگ را به افراد کوچک بدهید.”

جالب و درست است!؟ و نیم نیش خند تلخی بر لبان هر فردی می نشیند و اولین چیزی که ذهن هدایت می شود اینکه آره در سازمان ما نیز چنین است! در سازمان ما نیز کارهای کلیدی و بزرگی را به افراد کوچک منش و بی بینش و متزلزل و سست همت می دهند که بیشتر ترس از موقعیت خویش و بازخواست مدیریت ارشد سازمان دارند و فقط بله قربان گویان خوب هستند و تن به هر کاری می دهند و بیشترین ضربه را به ساختار سازمان و عملکرد سازمان دارند.کسانی که از ترس موقعیت مقامی و مالی خویش چشم بروی خیلی از اخلاقیات و تعهدات خویش می گذارند.

چیزی که امروز کم داریم اخلاقیات ، مردانگی و مروت است.دیروز مقاله ای از آقای پیتر دراکر در کتاب جستارهایی در مدیریت ترجمه آقای محمد ابراهیم محجوب دیدم نکته جالبی اشاره شده بود که مدیران موثر باید کارهائی که از عهده خودشان بر نمی آید را بپذیرند و به دیگران محول کنند.زبان مقاله زبان مدیریتی و منطقی است ولی در آن مفهوم اخلاقیات نیز نهفته است که وقتی کاری را نمی دانی و نمی توانی بی خودی برای کسب موقعیت مالی و مقامی خویش پا پیش نگذار و به دیگران فرصت بده.

حقوق دیگران را پایمال کردن است اگر کاری که دیگران کرده اند را چشم پوشی کنی و فراموش کنی و یا در جایش دفاع نکنی و یا منکر شوی و یا اینکه کاری که انجام شده است را کم جلوه دهی و برای ثبات موقعیت خود دیگران را زیر سوال ببری و از کلمات بزرگ و درشت برای توجیه مقاصد خویش بهره ببری و بوی دهانت همیشه آزاردهنده باشد و مدارک دکتری و فوق و ارتباطات را با دیگران به رخ کشی و کارخانه تولید لاف و دروغ باشی و غیره.

سازمانهای بزرگ و نام دار اما … (چند نقطه) همانند خرسی می مانند که سر خرس اندازه یک فندق (مدیریت سازمان) است! و بدن این خرس در حال تب و فروپاشی است و در اندام های بزرگ (کارهای بزرگ و کلیدی) این خرس را مدیران و کارشناسان کوچک (بی منش و بی اخلاق و کارنادان) می گردانند که روز به روز ضعیف تر و به نابودی نزدیک تر می شوند.

اگر بزرگ شده اند و نام دار هستند باید در جایی دیگر دنبال کرد که نابرده رنج ، گنج میسر شده بو می دهد!

بگذریم کارهای بزرگ و کلیدی سازمان را به لایقان کم جمعیت بسپارید و دور قاب چینان موقت صفت پر جمعیت را میدان ندهید.اگر می خواهید سازمان شما پایدار و پاینده باشد اگر می خواهید سلامت و کرامت انسانی اولویت باشد اگر می خواهید لقمه ای که در شکم فرو می برید زیاد گیر نیابد! کمی به فکر سر اندازه فندوق خویش باشید.

اگر این طور بود / نبود که امیر کبیر تا کنون بارهای زنده بود.

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *