تا چه حد راه‌حل‌هاي ما به‌عنوان مشاور براي حل مسائل کارفرما به مسئله‌ي واقعي ربط دارد؟

تا چه حد راه‌حل‌هاي ما به‌عنوان مشاور براي حل مسائل کارفرما به مسئله‌ي واقعي ربط دارد؟

مشاوردوست خوبم آقای مهندس مهدی زاده از خوانندگان و دوستان قدیمی در صنعت خودرو با شرکت ایران خودرو خراسان همکاری می کند امروز ایمیلی در خصوص مباحث مشاور و مشاوره ارسال کرده بودند با اینکه ممکن است آن را در مقالات یا کتابهای مرتبط خوانده باشید ولی نکته خوبی داشت که یادآوری یک مسئله ای در گذشته بود.

يک کشيش، يک پزشک و يک مشاور مديريت هر از گاهي با هم گلف بازي مي‌کردند. يک روز آن‌ها منتظر تمام شدن بازي گروهي بودند که سرعت بازي‌شان بسيار پايين بود. مشاور مديريت با بي‌حوصلگي گفت: «اينا چي کار مي‌کنند؟ ما يک ساعت و نيمه منتظر مونديم! اين واقعا شرم‌آوره.» پزشک با او موافق بود: «آن‌ها نااميد به نظر مي‌رسن. من که تا حالا يک مشت آدم درپيت را توي زمين گلف نديده بودم.» در همين حال کشيش پيش مسئول زمين رفت و از او پرسيد چه خبر است: «اين گروهي که از ما جلوترن چي کار دارن مي‌کنند؟ اينا خيلي کُندند و به نظر به درد نخور ميان.»

مسئول زمين با چهره‌اي غمگين پاسخ داد: «آره. راست مي‌گي. اونا يک گروه آتش‌نشان هستن که پارسال بينايي‌شون رو موقع خاموش کردن آتش ساختمان باشگاه ما از دست دادن. به همين دليل ما معمولا بهشون اجازه مي‌ديم به صورت آزاد هر چقدر دوست دارن بازي کنن.» سه گلف‌باز لحظه‌اي سکوت کردند.

بعد کشيش گفت: «خداي من، چقدر بد. من امشب حتما به چند تا از کشيشاي مستجاب‌الدعوه‌مون مي‌سپرم که براشون دعا کنن.»

پزشک گفت: «فکر خوبيه. من هم به يک دوست چشم‌پزشک جراح‌ام زنگ مي‌زنم تا ببينم براشون چي کار مي‌تونيم بکنيم.»

مشاور مديريت چند ثانيه‌اي اوضاع را سنجيد و بعد به مسئول زمين گفت: «ببينم چرا اينا شب‌ها بازي نمي‌کنند؟»

حدود دو سال پیش در کارخانه ای  که در زمینه مواد غذایی فعالیت داشت در شهر کرج موضوع مشاوره سیستم مدیریت نگهداری و تعمیرات را داشتیم در آنجا به مدت شش ماه تیم مشاوره هر دو هفته یک بار حضور داشت در بین زمان مشاوره در یکی از بازدیدهایی که از کارخانه برای پیشرفت فعالیت های نگهداری و تعمیرات داشتیم متوجه موضوع کوچک و مهمی شدیم.اینکه در این کارخانه یک عادت و بدعت از گذشته در پرسنل تولید جا افتاده بود و اینکه اپراتور ماشین آلات برای نظافت دستگاه ها از شلنگ آب استفاده می کرد!

قبلا در بازدیدها هیچگاه مواجه با این موضوع نشده بودیم هر چند که در دستورالعمل ها اشاره به استفاده از آب برای نظافت شده بود ولی نه این طور که شلنگ آب را بگیری روی سر تا پای ماشین! در آنجا چیزی نگفتیم و گذشتیم بعد از یک هفته یک نامه رسمی به مدیریت عامل سازمان زدیم مبنی بر دستور اکید مدیریت برای عدم استفاده از شلنگ آب در شستشوی تجهیزات برای کلیه تجهیزات خط تولید و سالن ها و به پیوست نامه دستورالعمل جدید با نکات و جزئیات زیاد برای نحوه نظافت تجهیزات به صورت عمومی اضافه کردیم.

بعد از گذشت یک هفته آمار خرابی تجهیزات نسبت به هفته قبل کاهش نشان می داد ولی داده ها سرجمع نبود و استناد خوبی نمی شد کرد.یک ماه گذشت آمار نشان داد که حدود 70 درصد از خرابی های اضطراری تجهیزات خط تولید بخصوص الکتروموتورها و ابزار دقیق کاهش یپدا کرده بود.این موضوع باعث افزایش فرصت های تولید و تیراژ خط شد.از طرفی زمان بسیار خوبی برای پرسنل واحد نگهداری آزاد شده بود که روی طرح های بهینه سازی تجهیزات تاسیسات کارخانه کار کنند این موضوع باعث شد که بتوانند سیستم خنک کننده و تهویه سالن را تغییر دهند (بعد از مدت یک سال برنامه ریزی که فرصت نمی شد) و حدود 15 الی 20 درصد کاهش مصرف انرژی و بهبود بازده کار سیستم ایجاد شد.خوشبختانه تمام این موارد در بازه اتفاق افتاد که هنوز در آن سازمان حضور داشتیم و شاهد بودیم که یک تغییر کوچک در بدعت ها و عادات نادرست چه مزایایی را منتج شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

15 − 6 =