مدل سیاست گذاری مدیریت دارایی های فیزیکی
مدل های تئوری محور زیادی برای برنامه های نگهداری و تعمیرات باب می باشد و در کتاب های نت خارجی و بسیار کم ایرانی مطرح شده است.بسیاری از این مدل ها منطبق با اصول سیستم های مدیریت ایزو می باشد و ایده جامع و کلی برای کلیه سازمان ها را در برمی گیرد.
اخیرا در یکی از شرکت های وزارت نفت پروژه هایی را دنبال می کنیم که هر چند در حوزه مفاد قرارداد و پروژه بحث سیاست گذاری مدیریت دارایی های فیزیکی نمی باشد ولی برحسب ضرورت و نیاز سازمان این مدل را ارائه شده است که بیش از آن که بر محور تئوری و داستان های پژوهشی باشد عملی جلو برود و خروجی آن بتواند برنامه و سیاست خانواده گروه تجهیزات را برای اقدامات سطوح نگهداری تجهیزات مشخص کند.این مدل برای کلیه سازمان های صنعتی و تجهیز محور کاربرد دارد و تا کنون در بسیاری از سازمان ها اجرا شده است.
همان طور که در شکل می بینید:
شروع کار با استراتژی و اهداف سازمان می باشد محور استراتژی و نقش سازمان در زنجیره تامین محصولات و خدمات خویش مهم است.از آن بخوبی فرآیندهای کلیدی تولید و خدمات سازمان استخراج می شود.مثلا کارخانه ای که در صنعت فولاد می باشد فرآیندهای تولیدی آن ذوب و ریخته گری و بارگیری است اما از طرفی ممکن است که تاسیسات ساختمانی نیز داشته باشد.که تقسیم بندی تجهیزات فرآیندهای تولید و تاسیسات بعنوان تجهیزات کلیدی و پشتیبان تبیین می شود.
هم چنین بر اساس فرآیندهای تولیدی یا خدماتی خانواده گروه تجهیزات کلیدی آنها استخراج می گردد و با توجه به ممیزی نت ، خودارزیابی و نتایج حاصل از مصاحبه با افراد کلیدی سازمان می توان وضعیت فعلی نگهداری و تعمیرات سازمان بروی تجهیزات کلیدی و موثر را شناسایی کرد.از آنجایی که استراتژی کسب و کار سازمان شناسایی شده است نیازمندیهای ، کمبود ها و بهبود های لازم برروی سطوح نگهداری تجهیزات تعریف می شود.آنها می توانند برنامه های مدیریت استراتژی سازمان را مشخص نمایند که متناسب با اهمیت و ضرورت اولویت بندی شوند.برخی از بخش ها متناسب با نوع صنعت و استراتژی سازمان برای حضور در بازار می تواند متفاوت باشد مثلا در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی مباحث بازرسی فنی و ایمنی تجهیزات بسیار مهم است در حالی که برای صنعت خودرو آنها کاربرد کمتری دارند.
یک قانون بسیار مهم برای تعیین و تبیین خانواده گروه تجهیزات کلیدی برای فرآیندهای کلیدی تولید و خدمات سازمان ، قانون ۸۰ / ۲۰ می باشد.نکته ای که در اکثر سازمان ها بدلیل مدیران ایده آل گرا و کم تجربه مغفول می ماند!!





دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.